تبلیغات

سخن روز

پاور پوئینت از بازسازی واقعه ی قدیر در دامنه کول تپه گرگر شهر هادیشهر

از اینجا دانلود کنید 

همراه با کاروان امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا

از اینجا دانلود کنید 

 

-


اطلاعیه ها

این فیلم کوتاه هم از عاشورای سال 1391

 

سامانه پیام کوتاه کانون 

3000122288

حساب کانون و حسینیه امام علی(ع) در

باک ملی جهت دریافت کمک های مردمی

و اعضاء محترم افتتاح شد 

0108879783004

بانگ ملی شعبه گرگر


آخرین ارسال های تالار
اگر مردم به هدف امام حسین(ع) فراخوانده شوند، تعقل در جامعه رواج می یابد
 
دکتر حجت الله جودکی درگفت وگو با شفقنا: اگر مردم به هدف امام حسین(ع) فراخوانده شوند، تعقل در جامعه رواج می یابد
 

عاشورا و قیام امام حسین(ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اسلام و شاخصی برای آزادگی و انسانیت ثبت شده است. حرکت امام حسین (ع) در عاشورا نگاه تمامی جهانیان را به شرافت و پایداری در راه عقیده جلب می کند و شخصیت های کربلا هر کدام تصویرگر انسانی متعالی و وارسته از یوغ ظلم و ستم همواره الگوی مسلمانان و غیرمسلمانان بوده اند. با این حال در بازگویی این واقعه، گاهی سهوا اشتباهاتی رخ می نماید که بیم دور شدن از اصل ارزش های این قیام تاریخی را ایجاد می شود و بزرگانی چون شهید مطهری بارها نسبت به اینگونه خطرات هشدار داده اند اما چرا هنوز هم برداشت های غلط یا نسبت دادن جملات و ... درباره واقعه کربلا دیده می شود و باید چگونه در برابر تحرف های احتمالی ایستاد؟ خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، این موضوع را با دکتر حجت الله جودکی، پژوهشگر تاریخ اسلام و صاحب اثر «مقتل الحسین(ع) ابومخنف لوط بن یحی ازدی»به بحث گذاشته است.

گفت و گوی شفقنا با  دکتر حجت الله جودکی، پژوهشگر دینی را در ادامه می خوانید:

* گاهی مشاهده می شود در مراسم عزاداری امام حسین (ع) و بزرگداشت واقعه عاشورا برخی برداشت های غلط یا روایت های نه چندان معتبر تاریخی  نقل می شود که مراجع و علمای شیعه بارها نسبت به این انحرافات هشدار داده اند. چرا با وجود این هشدارها و انتقاد پژوهشگران دینی، هنوز این رویه وجود دارد؟ ریشه این نقل قول هایی که گاه منجر به دور شدن از اصل عاشورا می شود، به چه مسایلی برمی گردد؟

جودکی: من یک مقدمه ای برای روشن شدن بحث می گویم. به میزانی که جامعه از نگرش قرآنی دور شده، این اتفاق ها افتاده است. در نگرش قرآنی امکان بروز این خطاها به حداقل می رسد. قرآن کریم بر پیامبر(ص) نازل شده و در همین قرآن دستورات فراوانی آمده است که چه کارهایی را انجام دهید و چه کارهایی را انجام ندهید یعنی امر و نهی است. دستور از طرف خداست و واجب الاطاعت است و باید از آن پیروی کنیم اما در جامعه به این دستورات عمل نمی شود. خداوند در قرآن گفته است، "وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ" یعنی از آنچه بدان علم ندارید پیروی نکنید. پس یک فرد مسلمان باید به آنچه که می گوید معرفت علمی داشته باشد والا باید از آن دوری کند یا نسبت به آن علم پیدا کند. دستور دیگر "اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم" یعنی از آنچه ظن و گمان است دوری کنید زیرا بعضی از این گمان ها گناه است و گمان و معرفت ظنی باری از حقیقت ندارد، چون از این دستور قرآنی دور شدیم دیگر تحقیق نمی کنیم که کدام حرف درست یا غلط است. در حالی که اول باید به این نتیجه رسید. قرآن جامعه را به دو قسمت تقسیم می کند یک گروه که یعلمون هستند و می دانند و گروه دیگر که لایعلمون هستند و نمی دانند و بعد هم می پرسد که "هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ" آیا گروهی که نمی دانند با گروهی که می دانند برابرند؟ و در دعای کمیل هم آمده است: لایستوی یعنی برابر نیستند. قرآن مثال هایی می زند که آیا شب و روز برابرند؟ گرما و سرما یکسان اند؟ کور و بینا مانند هم هستند؟ جامعه ما به لحاظ معرفت قرآنی در پایین ترین سطح است و چون در پایین ترین سطح است و به این دستورات عمل نمی شود زمینه همه این آفات فراهم می شود. باید ابتدا به سراغ قرآن رفت وقتی قرار است از چیزی که به آن علم نداریم پیروی نکنیم دیگر اگر یک مداح هم آمد و حرف هایی زد، من نفی نمی کنم ولی ابتدا می روم تحقیق و اندیشه می کنم. از پیامبر(ص) روایت است که می گوید هر چه از من نقل می شود با قرآن مقایسه کنید اگر همسو با قرآن بود بپذیرید و اگر همسو نبود آن را کنار بگذارید. ما نیز باید به همین شیوه عمل کنیم با انجام این کار ریزش بسیاری در انحرافات ایجاد می شود.

*اشاره کردید جامعه در دستیابی به معرفت قرآنی موفقیت کامل نداشته و برای از بین بردن آفات و انحرافات باید به قرآن پناه برد. برای آگاهی بخشی به جامعه از چه الگویی باید پیروی کرد؟ چطور فضایی ایجاد می شود که مردم در موضوعات مختلف تفکر کنند؟

جودکی: قرآن علاوه بر دستوراتی که دارد از همه می خواهد تفکر و تفقه کنند. ژرف اندیشی کنند. می گوید سیروا فی الارض. این سیر و گردش در زمین برای چیست؟ برای اینکه فَانظُرُوا کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ مِن قَبْلُ سرانجام گذشتگان را ببینند. فانظرو کیف کان عاقبة المکذبین، عاقبت دروغگویان را ببینند. در جامعه ما چقدر بحث تفکر، تدبر و تعقل صورت می گیرد؟ تدبر یعنی علاوه بر ظاهر موضوعات به کنه و پشت پرده آنها اندیشید، خدا از ما خواسته است در قرآن تدبر کنیم و بعد حتی توبیخ می کند که چرا در قرآن تدبر نمی کنند؟ منظور فقط خواندن قرآن نیست خدا می گوید فاقروا ما تیسر منه هر چه برای شما میسر است قرآن بخوانید و بعد در آن تدبر کنید اینکه برخی قرآن را غیرقابل فهم جلوه می دهند اشتباه است و مردم را از قرآن دور می کند. خداوند کسی است که دانای همه چیز است او می گوید به بندگانم بشارت بده به آنهایی که همه چیز را می شنوند و بهترین ها را انتخاب می کنند یعنی نه اینکه کسی بهترین را برای آنها انتخاب کرده باشد بلکه خود شخص تفکر می کند و بهترین را تشخیص می دهد و بعد چنین کسانی را هدایت شده و صاحب خرد معرفی می کند. در جامعه اسلامی قرار است که مسلمانان دو روزشان با هم یکسان نباشد و هر روز تکامل فکری پیدا کنند اما در جامعه ما این اتفاق نیفتاده است. اوایل انقلاب تیراژ کتاب های مرحوم شریعتی به بالای 500 هزار رسید و مردم واقعا می خواندند الان میانگین تیراژ کتاب بسیار پایین است و مردم کتاب نمی خوانند و این بزرگترین ضرر جامعه ماست.

*چرا این اتفاق افتاده است؟ جامعه ما اسلامی است و مراکز تبلیغ دینی بیشتر شده، چرا جامعه از پرداختن به عمق واقعه دور مانده و با وجود آنکه عزاداری های مذهبی بسیار باشکوهی برگزار می شود، مشخص نیست چقدر شناخت واقعی از اهداف حرکت امام حسین (ع) حاصل و چقدر رفتار و اخلاق جامعه مومنانه تر می شود؟

جودکی: زیرا صورت مساله اشتباه نوشته شده است. قرآن می فرماید إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى‏ عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ، نماز انسان ها را از فحشا و منکر دور می کند. چه کسی گفته است شله زرد و قیمه عاشورا هم چنین کارکردی دارد؟ درست است که نذر در جای خود مقدس است و هدف والایی از آن وجود دارد، اما انسان وظیفه دارد طبق آیات قرآن در غذایی که می خورد بنگرد و تفکر کند. بعضی تنها قدرت شفای اهل بیت را برای مردم بزرگ می کنند در صورتی که این همه ماجرا نیست. ببینید ما چه می گوییم در یکی از بیلبوردهای دعوت به عزاداری نوشته بود «ای که حاجت ز حسین می طلبی دقت کن/پرچم شاه به سوی حرم عباس است»؛ یعنی خود امام حسین هم شفا نمی دهد و باید از حضرت عباس درخواست کرد. از اهل بیت انتظار داریم تنها سرطان و دردهای ما را شفا دهند که تنها این نگاه را به اهل بیت داشتن از اساس غلط است.

در قرآن تاکید شده است لقد کان لکم اسوة حسنة؛ پیامبر الگوی تمام عیار برای شماست ما به عنوان شیعه این الگوها را تسری می دهیم به امام حسین و حضرت عباس و این بزرگواران الگوهای خوبی هستند برای اینکه اگر من درک خیلی از مسائل را ندارم با نگاه به سیره این معصومین افعال نیک آنها را یاد بگیرم ولی تنها انتظار شفا از آنها داشتن خود یک نوع تحریف است زیرا ما باید از این شخصیت ها الهام بگیریم و آنها شاخص هایی هستند که مانند چراغ در راهی نصب شدند تا ما در پرتو روشنایی آنها راه نجات را بیابیم. متاسفانه در جامعه بیشتر ظواهر و حاشیه ها مطرح می شود وگرنه چرا با وجود قاریان متعدد قرآن در جامعه، افراد از دستور خدا سرپیچی می کنند و چرا دین نتوانسته جلوی بسیاری از فسادها را در سطح خرد و کلان بگیرد؟ متاسفانه در مواردی برخی از مسوولان هم با بداخلاقی خود به این رفتارها دامن می زنند. چنین جامعه ای  باید ابتدا خود را تزکیه کند و هدف پیامبران نیز ترکیه و پالایش جامعه و انسان ها بود. اگر در مجالس عزاداری امام حسین حرف خلافی زده شود نه تنها منجر به تعالی جامعه نمی شود بلکه آن را تنزل می دهد. آنچه نجات بخش است و از قول ائمه هم نقل شده، صداقت است. نباید فراموش کرد عمر دروغ و حرف خلاف کم است و دیر یا زود آشکار می شود. انسان ها رشد می کنند و حقایق را در می یابند وقتی فرد متوجه شد حرف خلافی را در قالب دین به او گفته اند ایمان خود را از دست می دهد. در حالی که اگر مردم را به همان هدفی که امام حسین دعوت کرد، فراخواند قطعا تفکر و تعقل در جامعه رواج می یابد. امام حسین (ع) فرمود اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید یعنی اگر دین دار نیستید لااقل در وقایع تفکر و تدبر کنید.

* دعوت و فراخواندن مردم به هدف امام حسین(ع) برای پرورش نسلی آگاه و متفکر و به دور از افراط در آینده چگونه باید انجام بگیرد تا این نسل خود در مقابله با انحراف ها و سواستفاده های احتمالی توانا باشد؟

جودکی: خداوند به رسول خود می گوید، اقرا باسم ربک الذی خلق. دین ما اولین دینی است که با خواندن شروع کرده. درست مانند مواد حیاتی که انسان برای زنده ماندن نیاز دارد، فکر نیز احتیاج به مواد دریافتی دارد. یکسری معلومات شفاهی به نام دین برای مردم کافی نیست، اسلام ناب و زلال در قرآن است و دستورات آن شفابخش است و هدف اصلی دین نیز دور کردن انسان ها از جهل و نادانیست و لازمه این کار تعلیم و تربیت است. دین باید با علم و عالم به معنای واقعی همسو باشد و اگر علم و دین با هم جمع شوند انسان ها را سعادتمند می کنند ولی اگر همین دین با جهل جمع شود می توان همان حرف مارکس، افیون توده ها را شاهد بود. دین باید عقل انسان ها را به کار گیرد و اگر از عقل خود استفاده نکنیم هیچ تحولی در جامعه رخ نمی دهد. داشتن یکسری معلومات شفاهی از دین کافی نیست. اسلام تاریخی و اسلامی که در صدر اسلام مطالعه می کنیم نجات بخش است زیرا انسان ها را وادار می کند خودشان فکر کنند و در نتیجه به آنها شخصیت می دهد. نباید طوری رفتار کرد که مردم احساس کنند عده خاصی قرار است به جای آنها فکر کنند و مردم نیز بدون تفکر و تدبر پیروی کنند. خداوند چنین چیزی را نمی پذیرد و در قرآن گفته است اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّیَ یُغَیِّروا ما بِاَنفُسِهِم. یعنی ما باید خودمان تغییر کنیم و با تغییر انسان ها جامعه سعادمتند می شود.

*این تغییر از رواج فرهنگ قرآن خوانی شروع می شود؟

جودکی: بله! دقیقا! علما و نخبگان دینی علاوه بر نقل احادیث باید از قرآن بسیار استفاده کنند. برای مثال در قرآن آمده است وَلاَ تَسُبُّواْ الَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ شما حق ندارید به معتقدات دیگران و یدعون من دون الله یعنی آنچه غیر خدا را می خوانند، توهین کنید. حال ببینیم آیا ما در مراسم خود به این دستور عمل می کنیم؟

*در کتاب شما به نوعی انتقاداتی در زمینه انحرافات و تحریف های وارد شده بر واقعه عاشورا مطرح شده است. کمی راجع به انحرافاتی که در کتاب به آن ها اشاره شده است، توضیح دهید.

جودکی: یک مقاله ای در کتاب است در مورد حضرت عباس. راجع به حضرت عباس چه تصوراتی در ذهن ما وجود دارد؟

*شجاعت و البته فداکاری برای کودکان تشنه لب...

جودکی: بله درست است و کسی که دست های او قطع شده است و بسیار زخم خورده است. کتاب همین مساله را به نحوی تاریخی بازخوانی کرده است. حضرت عباس سه برادر دیگر داشته اند. مادر حضرت عباس ام البنین بوده اند. برخی مداحان وقتی از حضرت عباس می گویند از روحیه جنگاوری و دلاوری ایشان می گویند، در صورتی که حضرت عباس قبل از واقعه کربلا در هیچ جنگی شرکت نکرده است. در جنگ صفین به دلیل سن کم شرکت نمی کنند و بعد از صفین هم تا عاشورا جنگی رخ نداده است. اما دلیل شجاعت ایشان چه بود؟ حضرت عباس شجاع بود به دلیل اینکه بر نفس خود غلبه کرد، روز تاسوعا شمر از طرف ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد تا حر یا ابن سعد را وادار به جنگ کند و گفت به شرط امان دادن به 4 خواهرزاده من که در سپاه حسین هستند، می جنگم. منظور او حضرت عباس و سه برادر او بودند، می دانید که آنها خواهرزاده شمر نبودند ولی بین عرب ها یک رسم وجود دارد، حمایت های قبیله ای در آن زمان هم بسیار زیاد بود و ام البنین مادر حضرت عباس از همان قبیله شمر بود. چون مادر حضرت عباس با او هم قبیله بود، فرزندان او را خواهرزاده خطاب می کرد و بر اساس رسوم قبیله ای باید از آنها حمایت می کرد و این ربطی به اسلام نداشت. شمر پیشنهاد خود را با حضرت عباس مطرح کرد و حضرت عباس این نگاه قبیله ای را نداشت و پیشنهاد شمر را نپذیرفت. او با خود گفت من از آرمان حسین دست بردارم و او را تنها بگذارم تا جان خودم و برادرانم را نجات دهم؟ شب عاشورا که باز امام حسین همه را جمع کرد و گفت اگر می خواهید می توانید بروید زیرا این لشگر جان مرا می خواهد، اولین کسی که رفتن را قبول نکرد حضرت عباس بود. این شجاعت حضرت عباس است که نه پیشنهاد شمر را پذیرفت و نه حاضر به تنها گذاشتن برادرش شد. روز عاشورا که جنگ شروع شد حضرت عباس برادران خود را که کم سن تر بودند به جبهه فرستاد و آنها شهید شدند ولی تاریخ در این قسمت بسیار به حضرت عباس ظلم کرده و جالب است برخی کتب تاریخی دلیل این کار حضرت عباس را چنین گفته اند: چون عباس همسر و فرزند داشت و چون می خواست ارث آن برادران به خودش برسد و ارث خودش نیز به فرزندانش، در نتیجه ابتدا برادران کوچک خود را به جنگ فرستاد! و این یعنی ناجوانمردانه ترین اتهام به حضرت عباس زده شده است و من در کتاب آن روایت را نقد کرده ام.

*آیا اغراق زیاده از حد در بیان صفات برجسته شهدای کربلا –که البته تاکید بر آن صفات لازم است- ممکن است تاثیرگذاری آنها را کاهش دهد و کسانی با این تصور که هرگز نمی توانند مانند آن بزرگواران رفتار کنند، تلاشی برای پیشرفت اخلاقی خود نکنند؟

جودکی: یکی از آسیب ها همین است. خود پیامبر (ص) به مردم می گوید من نیز بشری مثل شما هستم و فقط به من وحی می شود یعنی خود را شخصیتی در دسترس برای مردم نشان می دهد ولی گاهی شخصیت های عاشورا به دلیل نحوه پرداختن به آنها، از دسترس دور می شوند؛ در صورتی که الگوها باید قابل انطباق باشند تا مردم بتوانند از آنها الهام بگیرند.

خداوند بسیار بر دوری و پرهیز از دروغ تاکید کرده است و این عین خواست خداست و نباید با نقل قول های به دور از واقعیت، عاشورا را به مردم نشان داد بلکه باید این شخصیت ها را به عنوان ثمره دین معرفی کرد. آنها از دینداری به آزادگی رسیدند و با فهم این نکته می توان از آنها الگو گرفت. برخی از مطالبی که به واقعه عاشورا نسبت داده می شود در مقاتل معتبر تاریخی نبوده است و کم کم و در طول تاریخ اضافه شده است. شهید مطهری در 100 صفحه اول کتاب حماسه حسینی به شدت به این انحرافات انتقاد کرده اند ولی متاسفانه آن طور که باید در جامعه به این مسایل پرداخته نمی شود.

از طرف دیگر جامعه چندان اهل تفکر و تدبر نیست و به معلومات شفاهی تکیه می کند و همه چیز به سادگی پذیرفته می شود. باید فضا برای نقد و انتقاد پیرامون این مسایل باز شود و اگر به نظر می رسد بعضی افراد یا برخی رسانه ها نکاتی را مطرح می کنند که درست نیست، باید با آنها به بحث نشست. همانطور که ائمه علیه السلام با مخالفان و منتقدان خود گفت وگو می کردند و امام صادق(ع) با ابن ابی الاوجا که یک زندیق و دهری بود و خدا را قبول نداشت به بحث می نشستند. اگر مردم حرف حضرت رسول را پذیرفتند برای این بود که ایشان 40 سال آنچنان زیستند که جامعه لقب امین را به او داد و این لقب را خدا به او نداد و خود مردم و جامعه به او دادند. آیا ما هم امانت دار هستیم؟ اگر نیستیم انتظار نداشته باشیم که هدایتگر باشیم و بتوانیم تغییر درست در جامعه به وجود آوریم.

گفت وگو از مریم گرجی- شفقنا



:: لینک ثابت
ن : poianfar
ت : 19 آبان 1392
بازدید : 323
نظرات : 1
0 دیدگاه نوشته شده است! می توانید دیدگاه خود را بنویسید

هیچ نظری برای این مطلب وجود ندارد ! اولین نفر باشید ...

دیدگاه خود را به ما بگویید

نظر شما :

برای افزایش امنیت لطفا کدی را که در تصویر زیر می بینید در کادر وارد کنید :
CAPTCHA Image   Reload Image
Enter Code*: