تبلیغات

سخن روز

پاور پوئینت از بازسازی واقعه ی قدیر در دامنه کول تپه گرگر شهر هادیشهر

از اینجا دانلود کنید 

همراه با کاروان امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا

از اینجا دانلود کنید 

 

-


اطلاعیه ها

این فیلم کوتاه هم از عاشورای سال 1391

 

سامانه پیام کوتاه کانون 

3000122288

حساب کانون و حسینیه امام علی(ع) در

باک ملی جهت دریافت کمک های مردمی

و اعضاء محترم افتتاح شد 

0108879783004

بانگ ملی شعبه گرگر


آخرین ارسال های تالار
آیا لیلة القدر متعدد است؟ و آیا روز هم جزو شب قدر است؟

شب قدر، شب مبارک و پر اهمیتی است که بنابر نص قرآن کریم در ماه رمضان قرار دارد.

در باره آنچه که در سؤال آمده است چند احتمال مطرح می شود:

1. منظور از تعدد شب قدر، یعنی در یک سال همان طور که مردم می گویند شب 19 و 21 و 23 شب قدر باشد.

2. منظور از تعدد شب قدر، این باشد که شب قدر در زمان رسول الله (ص) وجود داشته است و بعد از ایشان، هم تکرار می شود.

3. منظور از تعدد شب قدر، این باشد که با توجه به اختلاف افق شهرهای مسلمان نشین و اختلاف در روزهای ماه مبارک رمضان هر منطقه شب قدر مخصوصی به خود داشته باشند.

در جواب بخش اول باید گفت: آنچه که مردم می گویند یک تسامح در گفتار است و یک شب قدر که شب نزول قرآن و تقدیر امور است بیشتر نداریم. خداوند می فرماید: "إِنَّا أَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَةِ الْقَدْر"، ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم نه در شب های قدر.

نسبت به احتمال دوم باید گفت: بنا بر آیات قرآن و روایات، شب قدر مخصوص به زمان پیغمبر اکرم (ص) و نزول قرآن مجید نبوده، بلکه امرى است مستمر و شبى است مداوم که در همه سال تکرار مى‏شود، همانند عید قربان که در هر سال تکرار می شود؛ چراکه خداوند می فرماید:

1. "تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ فیها..."2. " فیها یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکیمٍ "

در این دو آیه "تنزل" و "یفرق" هر دو با صیغه مضارع آمده اند و دلالت بر استمرار می کنند.

در روایات هم آمده است: شب قدر در هر سال است و در این شب امر یک سال نازل می شود.

نسبت به احتمال سوم باید گفت: اختلاف افق باعث تعدد شب قدر نمی شود و مسلمانان اگر برای تشخیص شب اول ماه رمضان کوتاهی نکرده و به وظیفه شرعی خود در این باره عمل کرده و شب هایی را به خاطر احتمال شب قدر بودن، احیا نموده باشند، یقینا از الطاف خداوندی بهره مند می شوند و لو این که آن شب، واقعا شب قدر نباشد. البته بدیهی است که بعضی از خصوصیات شب قدر؛ مثل نزول ملائکه بر ولی خدا فقط در شب قدر واقعی اتفاق می افتد.

از روایات بر می آید که روز قدر در فضیلت داشتن همانند شب قدر است، اگر چه اموری؛ مانند تدبیر کارها و نزول ملائک در شب قدر صورت می گیرد. خداوند می فرماید: "ملائکه و روح در این شب تقدیرات امور را نازل می کنند".

پاسخ تفصیلی در ادامه مطلب.......



:: ادامه مطلب
ن : poianfar
ت : 14 تیر 1394
بازدید : 279
نظرات : 6
«قضاوت های اجتماعی، افراد را دروغ گو می کند»

«قضاوت های اجتماعی، افراد را دروغ گو می کند» یک روانشناس در گفت وگو با شفقنا زندگی: دروغ گویان باید هزینه های دروغگویی خود در جامعه را بپردازند

 
«قضاوت های اجتماعی، افراد را دروغ گو می کند» یک روانشناس در گفت وگو با شفقنا زندگی: دروغ گویان باید هزینه های دروغگویی خود در جامعه را بپردازند
 

 

شفقنا زندگی- یک روانشناس اجتماعی با تاکید بر اینکه بسیاری از مواقع شرایط و قضاوت های اجتماعی مردم را به سمت دروغگویی و ریاکاری هدایت می کند گفت: در جوامع دینی به دلیل اینکه دین و اعتقادات افراد ملاک بسیاری از موقعیت ها و قضاوت های اجتماعی قرار می گیرند و همچنین با توجه به اینکه دین و اخلاقیات نوعی تعلقات درونی افراد محسوب می شود، بنابراین آنها بدون ترس، برای جلب توجه و موفقیت در قضاوت های دیگران، خود را خلاف آنچه که هستند نشان می دهند.

دکتر محمد حسین جعفری در گفت و گو با خبرنگار شفقنا زندگی، تعریفی از دورغ گویی ارائه داد و افزود: دروغ سخنی است که با حقیقت و واقعیت مطابقت ندارد و فرد دروغ گو بیشتر با هدف انحراف اذهان از فهم حقیقت و فریب دیگران اقدام به دروغ گویی می کند.

ترس ریشه بسیاری از دروغ های افراد

وی در ادامه ترس را ریشه بسیاری از دروغ گوهای افراد دانست و تصریح کرد: علل و عوامل مختلفی در دروغگویی افراد موثر است اما انگیزه اصلی افراد از دروغگویی ترس از بیان واقعیت است، متاسفانه والدین ما به دلیل رفتارهای تنبیهی، سرزنش و مقایسه ای فرزندان خود را از همان ابتدا با دروغگویی آشنا می کنند و کودک از همان کودکی یاد می گیرد که دروغ گویی بهترین راه فرار از برخوردها و تنبیه های بزرگترها است و این رفتارها در کودکی نقش و تا بزرگسالی در آنها باقی می ماند.

خلاء شخصیتی و عدم اعتماد به نفس از دیگر دلایل دروغگویی در جامعه

جعفری همچنین خلاء شخصیتی و عدم اعتماد به نفس  را از دیگر دلایل دروغگویی افراد عنوان کرد و گفت: گاهی مواقع خلأ شخصیتی علت دروغگویی افراد محسوب می شود، در واقع کسانی که دچار اعتماد به نفس پایین و اختلال شخصیتی هستند همواره سعی می کند در نزد دیگران خود را واجد شرایطی نشان دهند که نتوانسته به آن دست یابند، بنابراین برای این کار همواره متوسل به دروغ می شوند تا از این طریق بتوانند تصور مورد نظر از خود را در ذهن دیگران شکل دهد.

شرایط و قضاوت های اجتماعی، مردم را به سمت دروغگویی و ریاکاری هدایت می کند

این روانشناس اجتماعی با تاکید بر اینکه در جوامع دینی مردم بیشتر به سمت دروغگویی سوق پیدا می کنند افزود: در جوامع دینی به دلیل اینکه دین و اعتقادات افراد ملاک بسیاری از موقعیت ها و قضاوت های اجتماعی قرار می گیرند و همچنین با توجه به اینکه دین و اخلاقیات نوعی تعلقات درونی افراد محسوب می شود، بنابراین آنها بدون ترس، برای جلب توجه و موفقیت در قضاوت های دیگران، خود را خلاف آنچه که هستند نشان می دهند. نمونه بارز آن را، می شود در مصاحبه های استخدامی اشاره کرد در واقع بسیاری از مواقع شرایط و قضاوت های اجتماعی مردم را به سمت دروغگویی و ریاکاری هدایت می کند.

افراد دروغ گو در جامعه باید هزینه های دروغگویی خود را بپردازند

وی همچنین با تاکید بر اینکه افراد دروغ گو در جامعه باید هزینه های دروغگویی خود را بپردازند اظهار کرد: همانطور که اشاره کردم از عوامل مهم شیوع دروغگویی در خانواده و جامعه آن است که متأسفانه افراد دروغگو، هزینه گناه خود را نمی پردازند. اگر در خانواده و جامعه ، ساز و کار مناسبی برای برخورد با دروغگویان وجود داشته باشد و آنها مجبور شوند هزینه کار خود را بپردازند، دروغگویی در جامعه قبح خود را از دست نمی دهد و تبدیل به رفتار نمی شود، بنابراین این جامعه و نهاد خانواده است که می تواند ریشه دروغگویی را درمان کند.

بی اعتمادی و فردگرایی مهم ترین آفت رواج دروغگویی در جامعه

جعفری در ادامه به مهم ترین تبعات، آسیب های اجتماعی و روانی دروغگویی اشاره کرد و گفت:  مهم ترین سرمایه ی هر جامعه، اعتماد متقابل و اطمینان عمومی است و مهم ترین چیزی که این سرمایه را به نابودی می کشاند دروغگویی، خیانت و تقلب است، جامعه ای که در آن دروغگویی قبح و زشتی خود را از دست داده است مسلما ریشه اعتماد، همبستگی، همدلی، کار و فعالیت جمعی، مشارکت گروهی و مشورت در آن سست و فردیت گرایی، استرس های مخرب، اضطراب، خشونت، خودخواهی، بدبینی، پرخاشگری، بی عدالتی، صداقت، انواع بی اخلاقی ها در آن رواج می یابد.

فرایند دروغگویی در افراد از 4 تا 5 سالگی شروع می شود

وی در پایان با تاکید بر اینکه فرایند دروغگویی در افراد از 4 تا 5 سالگی شروع می شود خاطر نشان کرد: اکثر افراد روزانه به دلایلی از جمله اجتناب از توهین به دیگران، عدم بروز احساسات شخصی و غیره دروغ مصلحتی می گویند، اما هنگامی که دروغ به عنوان یک روش و استراتژی برای مقابله با مشکلات روزمره دائماً به کار گرفته شود، بسیار مضر و در واقع نوعی بیماری روانی خواهد بود، بنابراین لازم است به این نوع افراد به عنوان یک بیمار نگاه کرد و برای درمان آن، باید از مشاوره های روانشناسان حتی روانپزشکان کمک گرفت.

انتهای پیام

http://life.shafaqna.com/

X



:: لینک ثابت
ن : poianfar
ت : 25 دی 1392
بازدید : 263
نظرات : 0
اگر مردم به هدف امام حسین(ع) فراخوانده شوند، تعقل در جامعه رواج می یابد
 
دکتر حجت الله جودکی درگفت وگو با شفقنا: اگر مردم به هدف امام حسین(ع) فراخوانده شوند، تعقل در جامعه رواج می یابد
 

عاشورا و قیام امام حسین(ع) به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اسلام و شاخصی برای آزادگی و انسانیت ثبت شده است. حرکت امام حسین (ع) در عاشورا نگاه تمامی جهانیان را به شرافت و پایداری در راه عقیده جلب می کند و شخصیت های کربلا هر کدام تصویرگر انسانی متعالی و وارسته از یوغ ظلم و ستم همواره الگوی مسلمانان و غیرمسلمانان بوده اند. با این حال در بازگویی این واقعه، گاهی سهوا اشتباهاتی رخ می نماید که بیم دور شدن از اصل ارزش های این قیام تاریخی را ایجاد می شود و بزرگانی چون شهید مطهری بارها نسبت به اینگونه خطرات هشدار داده اند اما چرا هنوز هم برداشت های غلط یا نسبت دادن جملات و ... درباره واقعه کربلا دیده می شود و باید چگونه در برابر تحرف های احتمالی ایستاد؟ خبرنگار شفقنا (پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه)، این موضوع را با دکتر حجت الله جودکی، پژوهشگر تاریخ اسلام و صاحب اثر «مقتل الحسین(ع) ابومخنف لوط بن یحی ازدی»به بحث گذاشته است.

گفت و گوی شفقنا با  دکتر حجت الله جودکی، پژوهشگر دینی را در ادامه می خوانید:

* گاهی مشاهده می شود در مراسم عزاداری امام حسین (ع) و بزرگداشت واقعه عاشورا برخی برداشت های غلط یا روایت های نه چندان معتبر تاریخی  نقل می شود که مراجع و علمای شیعه بارها نسبت به این انحرافات هشدار داده اند. چرا با وجود این هشدارها و انتقاد پژوهشگران دینی، هنوز این رویه وجود دارد؟ ریشه این نقل قول هایی که گاه منجر به دور شدن از اصل عاشورا می شود، به چه مسایلی برمی گردد؟

جودکی: من یک مقدمه ای برای روشن شدن بحث می گویم. به میزانی که جامعه از نگرش قرآنی دور شده، این اتفاق ها افتاده است. در نگرش قرآنی امکان بروز این خطاها به حداقل می رسد. قرآن کریم بر پیامبر(ص) نازل شده و در همین قرآن دستورات فراوانی آمده است که چه کارهایی را انجام دهید و چه کارهایی را انجام ندهید یعنی امر و نهی است. دستور از طرف خداست و واجب الاطاعت است و باید از آن پیروی کنیم اما در جامعه به این دستورات عمل نمی شود. خداوند در قرآن گفته است، "وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ" یعنی از آنچه بدان علم ندارید پیروی نکنید. پس یک فرد مسلمان باید به آنچه که می گوید معرفت علمی داشته باشد والا باید از آن دوری کند یا نسبت به آن علم پیدا کند. دستور دیگر "اجْتَنِبُوا کَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْم" یعنی از آنچه ظن و گمان است دوری کنید زیرا بعضی از این گمان ها گناه است و گمان و معرفت ظنی باری از حقیقت ندارد، چون از این دستور قرآنی دور شدیم دیگر تحقیق نمی کنیم که کدام حرف درست یا غلط است. در حالی که اول باید به این نتیجه رسید. قرآن جامعه را به دو قسمت تقسیم می کند یک گروه که یعلمون هستند و می دانند و گروه دیگر که لایعلمون هستند و نمی دانند و بعد هم می پرسد که "هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ" آیا گروهی که نمی دانند با گروهی که می دانند برابرند؟ و در دعای کمیل هم آمده است: لایستوی یعنی برابر نیستند. قرآن مثال هایی می زند که آیا شب و روز برابرند؟ گرما و سرما یکسان اند؟ کور و بینا مانند هم هستند؟ جامعه ما به لحاظ معرفت قرآنی در پایین ترین سطح است و چون در پایین ترین سطح است و به این دستورات عمل نمی شود زمینه همه این آفات فراهم می شود. باید ابتدا به سراغ قرآن رفت وقتی قرار است از چیزی که به آن علم نداریم پیروی نکنیم دیگر اگر یک مداح هم آمد و حرف هایی زد، من نفی نمی کنم ولی ابتدا می روم تحقیق و اندیشه می کنم. از پیامبر(ص) روایت است که می گوید هر چه از من نقل می شود با قرآن مقایسه کنید اگر همسو با قرآن بود بپذیرید و اگر همسو نبود آن را کنار بگذارید. ما نیز باید به همین شیوه عمل کنیم با انجام این کار ریزش بسیاری در انحرافات ایجاد می شود.



:: ادامه مطلب
ن : poianfar
ت : 19 آبان 1392
بازدید : 313
نظرات : 1
تأثیر احسان و نیکى در سرنوشت انسان

قبل از پرداختن به مطلب سخن کوتاه با همشهریان عزیز دارم : حسینیه و کانون امام علی (ع) هادیشهر برای تکمیل احتیاج به همکاری و همیاری شما همشهریان عزیز و بزرگوار دارد لطفا مارا در تکمیل این پروژه یاری و مساعدت فرمایید . بویژه از کسانی که در غم از دست دادن عزیزان خود گاهی مبالغ قابل توجهی راخرج مینمایند بهترین مکان برای اینگونه احسانها آبادی مساجد و حسینیه هاست و خرج کردن برای اینگونه اماکن اجری فراوان و ماندگار دارد و ثوابش حتماً بیش از آنی میباشد که آدم سیری شامی یا نهاری بخورد و فاتحه ای بخواندوبرود . از شما تقاضا میشود در صورت صلاح دید در صدی از این مخارج را برای آبادنی اینگونه مساجد و حسینیه ها در نظر بگیرید که هم ثوابش بیشتر است و هم اثری ماندگار دارد و از ثواب همه مراسم حسینیه بهره مند میشود

 

یکی از مطالب قابل بحث در باره سرنوشت مردگان این است که اگر انسانى که در طول زندگى خود در انحراف و گناه و… بوده ، آیا به وسیلۀ احسان و نیکى وضعیت او در آخرت بدون این که خودش نقشى داشته باشد عوض می ‏شود؟

برای روشن شدن جواب باید توجه شود که نوع گناه افراد و وضعیت فرد گناه کار در تأثیر اعمال دیگران در سرنوشت وی بسیار مؤثر است. به عنوان نمونه اگر گناه افراد حق الناس باشد طبعاً با احسان و نیکی نمی تواند مورد بخشش الاهی قرار گیرد و یا اگر فرد گناهکار علی رغم علم داشتن به گناه مرتکب آن شود باز هم از بخشش الاهی به دور است. بنابر این باید نوع گناه و وضعیت شخص گنهکار مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان به تأثیر یا عدم تأثیر آن حکم کرد.

به عبارت دیگر، این که شخصی که در طول زندگی خود در گناه و انحراف بوده است چگونه به وسیلۀ احسان و نیکی مورد عفو و بخشش قرار می گیرد و سرنوشت او در آخرت عوض می شود؟ باید بگوییم که همۀ افراد غرق در گناه و انحراف این طوری نیستند و امکان ندارد که با اعمال و دعای دیگران وضعیت آنان عوض شود. بله در مورد گناهکارانی که مرتکب گناهانی شده اند که خداوند به آنها وعدۀ مغفرت و عفو داده است، این امید است که حتی با دعا و اعمال نیک دیگران مورد عفو قرار گیرند؛ زیرا قرآن می فرماید: ” حسنات(1)، سیئات (و آثار آنها) را از بین می برند(2)

همان طوری که شخص گناهکار اگر در زندگی کارهای نیکی انجام دهد به واسطۀ انجام کارهای نیک او، طبق آیۀ قرآن خداوند گناهان و آثار گناهان او را محو می نماید، حال اگر دیگران کارهای نیک انجام دادند و ثوابش را به فرد گناهکار هدیه کردند، این اعمال نیز باعث محو گناهان و آثار گناهان او خواهد شد.

ما روایات زیادی داریم که می فرماید: وقتی شخصی از دنیا می رود اگر دیگران (فرزندان یا افراد دیگر) کارهای نیکی؛ نظیر نماز، روزه، حج، صدقه، آزادسازی بندگان و … انجام دهند و ثواب این کارها را به این فردی که از دنیا رفته است هدیه کنند، ثواب و پاداش این اعمال به او خواهد رسید.(3)

مسلماً وقتی که ثواب اعمال خیر دیگران که به فردی گناهکار هدیه می شود، به او برسد اگر در حد جبران آثار سوء گناهان فرد گناهکار باشد، گناهانش را نیز جبران خواهد کرد و اصولاً این عدالت خداوند است که با اعمال نیک دیگران در حق گناهکار، گناهانی که در حد آن کارهای نیک هستند آمرزیده شوند؛ زیرا خداوند تعالی بر لسان نبی اش این راه را باز و مفتوح گذاشته است.(4) همان طوری که در این جهان نیز اگر کسی مرتکب خلافی شد و خسارتی به دیگری وارد کرد، اگر شخص ثالثی این خسارت را از طرف او جبران نماید، قطعاً شخص خسارت دیده راضی خواهد شد و اگر راضی نشود مورد ملامت قرار می گیرد. بنابراین، هیچ جای تعجب و سؤال نیست که چطور گناه فرد گناهکار که از دنیا رفته است با اعمال و کارهای افراد دیگر جبران می شود.

بله اگر فرد آن قدر گناه و معصیت کرده که اگر تمام افراد نیکوکار هم کارهای نیک خود را به او بدهند باز جبران گناهان بزرگ و بی شمار او را نکند، در این صورت هرگز با اعمال دیگران گناهان او آمرزیده نخواهد شد، بلکه از بار گناهان او کاسته خواهد شد و خداوند متعال در عذاب او تخفیف خواهد داد.(5)

لازم به تذکر است از آن جایی که خداوند متعال عادل و حکیم است و به هیچ یک از بندگانش ذره ای ظلم نمی کند، اعمال هیچ بنده ای را نادیده نمی گیرد و اجر و پاداش هیچ نیکوکاری را ضایع نمی کند، ممکن است کسانی را ببخشد که از نظر ما گناهکار و مستحق عذاب اند (چون ما به تمام اعمال و رفتار آنان آگاهی نداریم)، لکن خداوند چون از همه چیز خبر دارد و از چیزهایی آگاهی دارد که ما آگاه نیستیم، باید مغفرت و عفو او را به حساب آن اعمال نیکی بگذاریم که خداوند می داند و ما نمی دانیم.

تفسیر نمونه در پاسخ به این سؤال که چگونه آیاتی که شفاعت را مطرح می کنند، یا آیۀ ۲۱ سورۀ طور که می فرماید: “فرزندان بهشتیان را نیز به آنها ملحق مى‏سازیم در حالى که ذریه تلاشى در این راه نکرده‏اند، یا آنچه که در روایات اسلامى آمده که هر گاه کسى اعمال خیرى انجام دهد، نتیجه او به فرزندان او مى‏رسد، با این آیه قابل جمع است که بهرۀ هر کس در قیامت تنها حاصل سعى او است.

قرآن می فرماید: انسان بیش از سعى و کوشش خود حق ندارد، ولى این مانع از آن نخواهد بود که از طریق لطف و تفضل پروردگار، نعمت هایى به افراد لایق داده شود. استحقاق مطلبى است و تفضل مطلبى دیگر. همان گونه که حسنات را ده برابر و گاه صدها یا هزاران برابر پاداش مى‏دهد.
از این گذشته شفاعت بى حساب نیست، آن هم نیاز به نوعى سعى و تلاش و ایجاد رابطه‏اى معنوى با شفاعت کننده دارد.(6) همچنین در مورد الحاق فرزندان بهشتیان به آنها نیز قرآن در همان آیه مى‏گوید: “و اتبعتهم ذریتهم بایمان”. این در صورتى است که فرزندان آنها در ایمان از آنها پیروى کنند.(7)

علامه طباطبائی (ره) در کتاب المیزان در بحث شفاعت می گوید: اگر شخصى بخواهد به ثوابى برسد که اسباب آن را تهیه ندیده و از عقاب مخالفت تکلیفى خلاص گردد بدون این که تکلیف را انجام دهد، در این جا متوسل به شفاعت مى‏گردد و مورد تأثیر شفاعت هم همین جا است، اما نه بطور مطلق؛ براى این که بعضى افراد هستند که اصلاً لیاقتى براى رسیدن به کمالی که می خواهند ندارند؛ مانند یک فرد عامى که می خواهد با شفاعت اعلم علما شود، با این که نه سواد دارد و نه استعداد، یا رابطه‏اى که میان او و دیگرى واسطه و شفیع شود ندارند؛ مانند برده‏اى که به هیچ وجه نمى‏خواهد از مولایش اطاعت کند و می خواهد در عین یاغى‏گرى و تمرّدش به وسیلۀ شفاعت مورد عفو مولا قرار گیرد که در این دو فرض، شفاعت سودى ندارد؛ چون شفاعت وسیله‏اى است براى تتمیم سبب، نه این که خودش مستقلاً سبب باشد. اوّلى را اعلم علما کند و دوّمى را در عین یاغی گریش مقرب درگاه مولا سازد.(8)



:: لینک ثابت
ن : poianfar
ت : 30 شهریور 1392
بازدید : 313
نظرات : 1
دعای این چهار نفر مستجاب نمی شود

 

برابر آیات شریفه قرآن کریم و روایات ائمه طاهرین خداوند عنایت خاصی به بندگانش دارد و خواسته های به حق آنان را مورد اجابت قرار می دهد

طبعا دعاکردن و نوع حاجت ، آداب و شرایط خاصی دارد و نمی توان و نباید در برخی از امور صرفا چشم به آسمان دوخت و هیچ اقدامی نکرد . به فرموده امام صادق علیه السلام دعای چهار نفر برآورده نمی شود .
ایشان می فرمایند:
دعای چهارکس مستجاب نمی شود
1- مردی که در خانه اش نشسته و می گوید خداوندا روزی مرا برسان پس به او گفته می شود مگر من به تو دستور کسب روزی ندادم
2- مردی که همسری داردو (راهی جز طلاق دادنش باقی نمانده ولی او ) در حق زنش نفرین می کند، پس به او گفته می شود مگر اختیار امر (طلاق ) او را به تو ندادم
3- مردی که مال و ثروتی داشته و مال خود را (براثر اسراف)از بین برده و می گوید خداوندا روزی مرا برسان؟پس به او گفته می شود آیا تو را به اقتصاد و میانه روی امر نکردم،آیا تو را به اصلاح مال دستور ندادم سپس می گوید : بندگان خدای رحمان کسانی هستند که هنگام انفاق (به فقیران و نیازمندان)اسراف نکرده و بخل نکنند بلکه بین این حالت،راه معتدلی پیش گیرند
4- ومردی که مال و ثروتی داشته پس آن را به مردی قرض داده بدون شاهد و بدهکار منکر شده (و طلبکار از خدا می خواهد که مالش وصول شود)پس به او گفته می شود آیا من به تو دستور شاهد گرفتن ندادم
وسائل الشیعةج7 ص124)



:: لینک ثابت
ن : poianfar
ت : 15 شهریور 1392
بازدید : 295
نظرات : 1