تبلیغات

سخن روز

پاور پوئینت از بازسازی واقعه ی قدیر در دامنه کول تپه گرگر شهر هادیشهر

از اینجا دانلود کنید 

همراه با کاروان امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا

از اینجا دانلود کنید 

 

-


اطلاعیه ها

این فیلم کوتاه هم از عاشورای سال 1391

 

سامانه پیام کوتاه کانون 

3000122288

حساب کانون و حسینیه امام علی(ع) در

باک ملی جهت دریافت کمک های مردمی

و اعضاء محترم افتتاح شد 

0108879783004

بانگ ملی شعبه گرگر


آخرین ارسال های تالار
خلاصه ای از زندگی نامه حضرت امام محمد باقر (ع)

امام محمد باقر

امام محمد باقر(ع) پنجمین امام شیعه در روز اول رجب مصادف با روز جمعه در سال 57 هجری دیده به جهان گشود، پدر گرامی ایشان امام سجاد (ع) و مادر بزرگوارش فاطمه دختر امام حسن بود. به این جهت ایشان را علوین و هاشمین (علوی و هاشمی از دو سو) خوانده اند. نام مبارک ایشان محمد و کنیه اش “ابوجعفر” است و دارای 4 لقب مشهور می باشند. مشهورترین لقب ایشان “باقر” است که پیشتر رسول خدا در حدیث جابر بر ایشان نهاده اند. 3 ساله بود که واقعه عاشورا اتفاق افتاد و 38 سال در کنار امامت پدر عزیزش امام سجاد(ع) بود و با شهادت ایشان در سال 95 هجری دوران امامت ایشان آغاز شد . این دوران به گواهی امام صادق (ع) نوزده سال و دو ماه ادامه یافت و با حکمرانی پنج تن از خلفای اموی هم زمان بود . از حضرت باقر(ع) برخورد سیاسی عمومی با خلفای هم عصرشان گزارش نشده اما هر گاه فرصت را مناسب می دید حکومت غاصبانه آنان را نفی می کرد . هشام ابتدا مدتی امام را زندانی کرد اما به دلیل تمایل زندانیان بر امام و ترس حکومت از شکل گیری قیام ناگزیر به آزاد کردن حضرت و برگرداندن ایشان به مدینه شد . در آن وضعیت سیاسی مهم ترین سلاح امام در آن زمان قلم و دوات و تعلیم و تربیت شاگردان الهی و پرورش فقیهان و دانشمندانی بود که بتوانند مبیّن و مبلّغ آرای اهل بیت علیهم السلام در جامعه اسلامی باشند . همچنین آن حضرت به مناظره با مخالفان و سران ادیان و مذاهب گوناگون پرداخت که به اثبات اسلام و امامت ایشان و رویارویی با حکومت منتج شد و پایه گذار “نهضت علمی جعفری امام صادق (ع)” گشت. سرانجام آن امام مظلوم در اثر دسیسه “هشام بن عبدالملک” مسوم شد و به روز هفتم ذی الحجه از سال 114 هجری در سن 57 سالگی چشم از جهان فروبست و در بقیع به خاک سپرده شد. امام باقر(ع) علاوه بر علم عظیم الهی وحلم بی نظیر دارای سجایای اخلاقی بزرگی بودند.



:: لینک ثابت
ن : poianfar
ت : 20 مهر 1392
بازدید : 857
نظرات : 1
تأثیر احسان و نیکى در سرنوشت انسان

قبل از پرداختن به مطلب سخن کوتاه با همشهریان عزیز دارم : حسینیه و کانون امام علی (ع) هادیشهر برای تکمیل احتیاج به همکاری و همیاری شما همشهریان عزیز و بزرگوار دارد لطفا مارا در تکمیل این پروژه یاری و مساعدت فرمایید . بویژه از کسانی که در غم از دست دادن عزیزان خود گاهی مبالغ قابل توجهی راخرج مینمایند بهترین مکان برای اینگونه احسانها آبادی مساجد و حسینیه هاست و خرج کردن برای اینگونه اماکن اجری فراوان و ماندگار دارد و ثوابش حتماً بیش از آنی میباشد که آدم سیری شامی یا نهاری بخورد و فاتحه ای بخواندوبرود . از شما تقاضا میشود در صورت صلاح دید در صدی از این مخارج را برای آبادنی اینگونه مساجد و حسینیه ها در نظر بگیرید که هم ثوابش بیشتر است و هم اثری ماندگار دارد و از ثواب همه مراسم حسینیه بهره مند میشود

 

یکی از مطالب قابل بحث در باره سرنوشت مردگان این است که اگر انسانى که در طول زندگى خود در انحراف و گناه و… بوده ، آیا به وسیلۀ احسان و نیکى وضعیت او در آخرت بدون این که خودش نقشى داشته باشد عوض می ‏شود؟

برای روشن شدن جواب باید توجه شود که نوع گناه افراد و وضعیت فرد گناه کار در تأثیر اعمال دیگران در سرنوشت وی بسیار مؤثر است. به عنوان نمونه اگر گناه افراد حق الناس باشد طبعاً با احسان و نیکی نمی تواند مورد بخشش الاهی قرار گیرد و یا اگر فرد گناهکار علی رغم علم داشتن به گناه مرتکب آن شود باز هم از بخشش الاهی به دور است. بنابر این باید نوع گناه و وضعیت شخص گنهکار مورد بررسی قرار گیرد تا بتوان به تأثیر یا عدم تأثیر آن حکم کرد.

به عبارت دیگر، این که شخصی که در طول زندگی خود در گناه و انحراف بوده است چگونه به وسیلۀ احسان و نیکی مورد عفو و بخشش قرار می گیرد و سرنوشت او در آخرت عوض می شود؟ باید بگوییم که همۀ افراد غرق در گناه و انحراف این طوری نیستند و امکان ندارد که با اعمال و دعای دیگران وضعیت آنان عوض شود. بله در مورد گناهکارانی که مرتکب گناهانی شده اند که خداوند به آنها وعدۀ مغفرت و عفو داده است، این امید است که حتی با دعا و اعمال نیک دیگران مورد عفو قرار گیرند؛ زیرا قرآن می فرماید: ” حسنات(1)، سیئات (و آثار آنها) را از بین می برند(2)

همان طوری که شخص گناهکار اگر در زندگی کارهای نیکی انجام دهد به واسطۀ انجام کارهای نیک او، طبق آیۀ قرآن خداوند گناهان و آثار گناهان او را محو می نماید، حال اگر دیگران کارهای نیک انجام دادند و ثوابش را به فرد گناهکار هدیه کردند، این اعمال نیز باعث محو گناهان و آثار گناهان او خواهد شد.

ما روایات زیادی داریم که می فرماید: وقتی شخصی از دنیا می رود اگر دیگران (فرزندان یا افراد دیگر) کارهای نیکی؛ نظیر نماز، روزه، حج، صدقه، آزادسازی بندگان و … انجام دهند و ثواب این کارها را به این فردی که از دنیا رفته است هدیه کنند، ثواب و پاداش این اعمال به او خواهد رسید.(3)

مسلماً وقتی که ثواب اعمال خیر دیگران که به فردی گناهکار هدیه می شود، به او برسد اگر در حد جبران آثار سوء گناهان فرد گناهکار باشد، گناهانش را نیز جبران خواهد کرد و اصولاً این عدالت خداوند است که با اعمال نیک دیگران در حق گناهکار، گناهانی که در حد آن کارهای نیک هستند آمرزیده شوند؛ زیرا خداوند تعالی بر لسان نبی اش این راه را باز و مفتوح گذاشته است.(4) همان طوری که در این جهان نیز اگر کسی مرتکب خلافی شد و خسارتی به دیگری وارد کرد، اگر شخص ثالثی این خسارت را از طرف او جبران نماید، قطعاً شخص خسارت دیده راضی خواهد شد و اگر راضی نشود مورد ملامت قرار می گیرد. بنابراین، هیچ جای تعجب و سؤال نیست که چطور گناه فرد گناهکار که از دنیا رفته است با اعمال و کارهای افراد دیگر جبران می شود.

بله اگر فرد آن قدر گناه و معصیت کرده که اگر تمام افراد نیکوکار هم کارهای نیک خود را به او بدهند باز جبران گناهان بزرگ و بی شمار او را نکند، در این صورت هرگز با اعمال دیگران گناهان او آمرزیده نخواهد شد، بلکه از بار گناهان او کاسته خواهد شد و خداوند متعال در عذاب او تخفیف خواهد داد.(5)

لازم به تذکر است از آن جایی که خداوند متعال عادل و حکیم است و به هیچ یک از بندگانش ذره ای ظلم نمی کند، اعمال هیچ بنده ای را نادیده نمی گیرد و اجر و پاداش هیچ نیکوکاری را ضایع نمی کند، ممکن است کسانی را ببخشد که از نظر ما گناهکار و مستحق عذاب اند (چون ما به تمام اعمال و رفتار آنان آگاهی نداریم)، لکن خداوند چون از همه چیز خبر دارد و از چیزهایی آگاهی دارد که ما آگاه نیستیم، باید مغفرت و عفو او را به حساب آن اعمال نیکی بگذاریم که خداوند می داند و ما نمی دانیم.

تفسیر نمونه در پاسخ به این سؤال که چگونه آیاتی که شفاعت را مطرح می کنند، یا آیۀ ۲۱ سورۀ طور که می فرماید: “فرزندان بهشتیان را نیز به آنها ملحق مى‏سازیم در حالى که ذریه تلاشى در این راه نکرده‏اند، یا آنچه که در روایات اسلامى آمده که هر گاه کسى اعمال خیرى انجام دهد، نتیجه او به فرزندان او مى‏رسد، با این آیه قابل جمع است که بهرۀ هر کس در قیامت تنها حاصل سعى او است.

قرآن می فرماید: انسان بیش از سعى و کوشش خود حق ندارد، ولى این مانع از آن نخواهد بود که از طریق لطف و تفضل پروردگار، نعمت هایى به افراد لایق داده شود. استحقاق مطلبى است و تفضل مطلبى دیگر. همان گونه که حسنات را ده برابر و گاه صدها یا هزاران برابر پاداش مى‏دهد.
از این گذشته شفاعت بى حساب نیست، آن هم نیاز به نوعى سعى و تلاش و ایجاد رابطه‏اى معنوى با شفاعت کننده دارد.(6) همچنین در مورد الحاق فرزندان بهشتیان به آنها نیز قرآن در همان آیه مى‏گوید: “و اتبعتهم ذریتهم بایمان”. این در صورتى است که فرزندان آنها در ایمان از آنها پیروى کنند.(7)

علامه طباطبائی (ره) در کتاب المیزان در بحث شفاعت می گوید: اگر شخصى بخواهد به ثوابى برسد که اسباب آن را تهیه ندیده و از عقاب مخالفت تکلیفى خلاص گردد بدون این که تکلیف را انجام دهد، در این جا متوسل به شفاعت مى‏گردد و مورد تأثیر شفاعت هم همین جا است، اما نه بطور مطلق؛ براى این که بعضى افراد هستند که اصلاً لیاقتى براى رسیدن به کمالی که می خواهند ندارند؛ مانند یک فرد عامى که می خواهد با شفاعت اعلم علما شود، با این که نه سواد دارد و نه استعداد، یا رابطه‏اى که میان او و دیگرى واسطه و شفیع شود ندارند؛ مانند برده‏اى که به هیچ وجه نمى‏خواهد از مولایش اطاعت کند و می خواهد در عین یاغى‏گرى و تمرّدش به وسیلۀ شفاعت مورد عفو مولا قرار گیرد که در این دو فرض، شفاعت سودى ندارد؛ چون شفاعت وسیله‏اى است براى تتمیم سبب، نه این که خودش مستقلاً سبب باشد. اوّلى را اعلم علما کند و دوّمى را در عین یاغی گریش مقرب درگاه مولا سازد.(8)



:: لینک ثابت
ن : poianfar
ت : 30 شهریور 1392
بازدید : 314
نظرات : 1
دعای این چهار نفر مستجاب نمی شود

 

برابر آیات شریفه قرآن کریم و روایات ائمه طاهرین خداوند عنایت خاصی به بندگانش دارد و خواسته های به حق آنان را مورد اجابت قرار می دهد

طبعا دعاکردن و نوع حاجت ، آداب و شرایط خاصی دارد و نمی توان و نباید در برخی از امور صرفا چشم به آسمان دوخت و هیچ اقدامی نکرد . به فرموده امام صادق علیه السلام دعای چهار نفر برآورده نمی شود .
ایشان می فرمایند:
دعای چهارکس مستجاب نمی شود
1- مردی که در خانه اش نشسته و می گوید خداوندا روزی مرا برسان پس به او گفته می شود مگر من به تو دستور کسب روزی ندادم
2- مردی که همسری داردو (راهی جز طلاق دادنش باقی نمانده ولی او ) در حق زنش نفرین می کند، پس به او گفته می شود مگر اختیار امر (طلاق ) او را به تو ندادم
3- مردی که مال و ثروتی داشته و مال خود را (براثر اسراف)از بین برده و می گوید خداوندا روزی مرا برسان؟پس به او گفته می شود آیا تو را به اقتصاد و میانه روی امر نکردم،آیا تو را به اصلاح مال دستور ندادم سپس می گوید : بندگان خدای رحمان کسانی هستند که هنگام انفاق (به فقیران و نیازمندان)اسراف نکرده و بخل نکنند بلکه بین این حالت،راه معتدلی پیش گیرند
4- ومردی که مال و ثروتی داشته پس آن را به مردی قرض داده بدون شاهد و بدهکار منکر شده (و طلبکار از خدا می خواهد که مالش وصول شود)پس به او گفته می شود آیا من به تو دستور شاهد گرفتن ندادم
وسائل الشیعةج7 ص124)



:: لینک ثابت
ن : poianfar
ت : 15 شهریور 1392
بازدید : 296
نظرات : 1
آیه الکرسی

 

 

امام محمد باقر از امیر المومنین (ع) روایت فرموده: هنگامی که آیت الکرسی نازل شد رسول خدا (ص) فرمود آیه الکرسی آیه ای است که از گنج عرش نازل شده و زمانی که این آیه نازل گشت هر بتی که در جهان بود با صورت به زمین خورد.


:: ادامه مطلب
ن : poianfar
ت : 10 شهریور 1392
بازدید : 446
نظرات : 1
من گمشده‌ی عشق توأم، نام ندارم

99-7.JPG

در پاداش اخروی واژه‌نگاری سرشار از ادب پیرغلامان اهل‌بیت(ع) در مدح و ثنای این بزرگواران، همین بس که امام صادق(ع) در وصف آنان می‌فرماید: «مَن قالَ فِینا بَیتَ شِعرٍ بَنَی اللّه‏ُ تعالی لَهُ بَیتا فی الجَنّةِ. یعنی هرکه درباره ما یک بیت شعر بگوید، خداوند متعال در بهشت یک خانه برایش بسازد». هم‌چنان که «رضا اسمخانی»، شاعر جوان زنجانی در ارادت خود نسبت به خادمان اهل‌بیت(ع) چنین می‌نگارد: «آخرین ماه ولا، در پی انوار توأم/من غلام تو و هر خادم دربار توأم».

به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه‌ی زنجان، مداحی، انتخاب شعر و حفظ اشعار از قدما، رابطه با شاعران معاصر آئینی، برگزاری مراسم عزاداری هم‌چنین خدمت خالصانه در راه اهل‌بیت(ع) و به خصوص فعالیت در ایام محرم و صفر و خدمت به سید‌الشهدا(ع)، از ویژگی‌هایی است که در وجود همه‌ی پیرغلامان اهل‌بیت(ع) کشور به چشم می‌خورد. قامتشان گرچه خم و توان بدنی چندانی برای فعالیت‌های هیئت را چون گذشته ندارند، اما در چشم‌هایشان که خیره می‌شوی، برق نوکری اهل‌بیت(ع) و نگاه خاص سید الشهدا(ع) را می‌توان در آن‌ها دید. این‌جاست که همه‌ی نصایح و وعظ علماء در خصوص مؤمنان واقعی، رنگ حقیقت به خود می‌گیرد و می‌شود مصداقی از آن‌ها یافت.

هیئت‌های مذهبی مختلفی در جای‌جای کشور، از کوچه‌های قدیمی و سنتی گرفته تا تکیه‌های بزرگ با چراغ‌های سبز و پرچم‌های سیاه، هر سال پر می‌شوند از جوانانی که علم جابه‌جا می‌کنند و هر یک سهمی از ارادت خود را به خاندان عصمت و طهارت(ع) ابراز می‌کنند؛ اما تنها نشان قدمت هیئت، حضور پدران قد خمیده‌ای است که در میان سنج و زنجیر و علم، اشک‌هایشان تنها وسیله عرض ارادت، پس از سال‌ها تلاش بی‌وقفه برای زنده‌نگه داشتن مکتب اهل‌بیت(ع) هستند. از جوانان که پرسشی در خصوص هیئت می‌پرسی، همین پدران قد خمیده‌اند که به آن‌ها ارجاع داده می‌شوی تا به مقصود خود برسی! تازه وقتی به نقش محوری آن‌ها در هیئت پی می‌بری، در دلت زمزمه می‌کنی: «خدا سایه‌اش را از سر بچه‌های هیئت کم نکند.»

مداحی، پیشه‌ای است که بسیاری از این مردان بزرگ و پیران غلامی اهل‌بیت(ع)، نه به سبب کسب درآمد؛ بلکه در راستای تخلیه اوج شور و عشق قلبی خود به خاندان عصمت و طهارت(ع)، به آن مشغول می‌شوند و نوای آشنای آنان تا طاق و گنبد مساجد و تکایا به برکت نظام اسلامی ایران پابرجاست، در این اماکن متبرک به گوش می‌رسد.



:: ادامه مطلب
ن : poianfar
ت : 12 خرداد 1392
بازدید : 353
نظرات : 1