تبلیغات

سخن روز

پاور پوئینت از بازسازی واقعه ی قدیر در دامنه کول تپه گرگر شهر هادیشهر

از اینجا دانلود کنید 

همراه با کاروان امام حسین (ع) از مدینه تا کربلا

از اینجا دانلود کنید 

 

-


اطلاعیه ها

این فیلم کوتاه هم از عاشورای سال 1391

 

سامانه پیام کوتاه کانون 

3000122288

حساب کانون و حسینیه امام علی(ع) در

باک ملی جهت دریافت کمک های مردمی

و اعضاء محترم افتتاح شد 

0108879783004

بانگ ملی شعبه گرگر


آخرین ارسال های تالار
عید غدیر خم عید بزرگ ولایت و امامت گرامی باد

ماه کنعانی چو ائتدی رنج زندان بیقرار

اولدو زنجیر جفادان جیسم پاکی پاره پار

حددن اؤتدو چونکی محنت تاپمادی بیر غمگسار

اوز دوتوب درگاه حققه، سؤیله دی بی اختیار:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

حضرت ایوبی چون ائتـدی بلای حق نزار،

نیش کرمان ائیله دی جان ضعیفین زخمدار

چونکی تابی قالمادی، گئتـدی الیندن اختیار،

تا کی ذکر ائتدی بو اسمی اولدو غمدن رستگار

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

آدمی شیطان چو ائتدی باغ رضواندان جدا 

بی کس و تنها و سرگردان گزیردی  هریانا

بیر طرف حوا فراقی بیر طرف رنج و عنا

عاقبت بو ذکری ائتدی، اولدو هیجراندان رها:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

ایسته دی یاندیرسین ابراهیمی تا نمرود دون

منجنیقه قویدو آتدی نار و نوره سرنگون

تا کی دوشدو آتشه، اول دم او مرد ذوفنون

آتشی ائتدی گولوستان سویله دی بو اسمی چون:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

چونکی خیبر قلعه سیندن قالدی عاجز مصطفی(ص) 

نا اومید اولدو که حاصیل اولماز اولدو مدّعا

گلدی تا کی جبرئیل و گئتدی فرمان خدا

سؤیله دی بو ذکری تکرار ائت که گلسین مرتضی(ع):

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

حیدر صفدر قوپاردی چونکی باب خیبری

قیلدی قالخان باشینا اونو ارنلر سروری

ایکی بولدو شیر تک اول دم ده عمر و عشری

سؤیله دی گؤیده ملکلر یئرده انسان و پری:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

دشت ارجینده چو ائتدی شیر، سلمانی اسیر

عاجز و بیچاره قالدی تاپمادی بیر دستگیر

اوز توتوب درگاه حققه آغلادی اول مرد پیر

ظاهیر اولدو اوندا ناگه شهسوار شیرگیر

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

چون سلاسیل قلعه سیندن اولدو احمد بیمدار

نازل اولدو پیک رحمان، جبرئیل نامدار

سؤیله دی قوی منجنیقه آت علینی بیقرار

فتح ائدر بیر لحظه ده سؤیله بو اسمی آشیکار:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

چونکی پیغمبر  احد رزمینده قالدی بی پناه

گوهر دندانی سیندی اولدو حالی چوخ تباه

لشگری بولدو هزیمت گئتدی الدن دستگاه

ذکر ائدیب بو اسم پاکی چکدی جانیندن بیر آه

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

روز اوّل جبرئیلدن تا کی حق ائتدی سؤال،

سن نه کیمسن من کیمم سؤیله جوابیم اولما لال

دئدی سن، سن؛ من منم، اود دوتدو یاندی پرّ و بال

ملتجی اولدو بو اسمه تا کی رفع اولدو ملال

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

 ***

ای نباتی! مدح شاهی دایم ائیله آشکار 

تا کی اولسونلار خوارجلر حسددن کور و کار

حاصیل اولدو تا مرادین غافیل اولما زینهار!

سؤیله بو اسم عظیمی دم به دم بی اختیار:

شاه مردان ، شیر یزدان ، حیدر دولدول سوار

لافَتـی الا علی، لاسیـف الا ذوالفقار

سید ابوالقاسم نباتی



:: لینک ثابت
ن : poianfar
ت : 2 آبان 1392
بازدید : 295
نظرات : 0
عید سعید قربان

عید قربان که پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهی و شعور) و منا (سرزمین آرزوها، رسیدن به عشق) فرا مى رسد، عید رهایى از تعلقات است. رهایى از هر آنچه غیرخدایى است. در این روز حج گزار، اسماعیل وجودش را، یعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنیوى پیدا کرده قربانى مى کند تا سبکبال شود.
اکنون در منایی، ابراهیمی، و اسماعیلت را به قربانگاه آورده ای اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاکت؟ ... ؟
این را تو خود می دانی، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – باید به منا آوری و برای قربانی، انتخاب کنی، من فقط می توانم نشانیهایش را به تو بدهم:
آنچه تو را، در راه ایمان ضعیف می کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" می خواند، آنچه تو را، در راه "مسئولیت" به تردید می افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگی اش نمی گذارد تا " پیام" را بشنوی، تا حقیقت را اعتراف کنی، آنچه ترا به "فرار" می خواند آنچه ترا به توجیه و تاویل های مصلحت جویانه می کشاند، و عشق به او، کور و کرت می کند ابراهیمی و "ضعف اسماعیلی" ات، ترا بازیچه ابلیس می سازد. در قله بلند شرفی و سراپا فخر و فضیلت، در زندگی ات تنها یک چیز هست که برای بدست آوردنش، از بلندی فرود می آیی، برای از دست ندادنش، همه دستاوردهای ابراهیم وارت را از دست می دهی، او اسماعیل توست، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، یا یک حالت، یک وضع، و حتی، یک " نقطه ضعف"!
اما اسماعیل ابراهیم، پسرش بود!
سالخورده مردی در پایان عمر، پس از یک قرن زندگی پر کشاکش و پر از حرکت، همه آوارگی و جنگ و جهاد و تلاش و درگیری با جهل قوم و جور نمرود و تعصب متولیان بت پرستی و خرافه های ستاره پرستی و شکنجه زندگی. جوانی آزاده و روشن و عصیانی در خانه پدری متعصب و بت پرست و بت تراش! و در خانه اش زنی نازا، متعصب، اشرافی: سارا.
و اکنون، در زیر بار سنگین رسالت توحید، در نظام جور و جهل شرک، و تحمل یک قرن شکنجه "مسئولیت روشنگری و آزادی"، در "عصر ظلمت و با قوم خوکرده با ظلم"، پیر شده است و تنها، و در اوج قله بلند نبوت، باز یک " بشر" مانده است و در پایان رسالت عظیم خدایی اش، یک " بنده خدا" ، دوست دارد پسری داشته باشد، اما زنش نازا است و خودش، پیری از صد گذشته، آرزومندی که دیگر امیدوار نیست، حسرت و یأس جانش را می خورد، خدا، بر پیری و ناامیدی و تنهایی و رنج این رسول امین و بنده وفادارش – که عمر را همه در کار او به پایان آورده است، رحمت می آورد و از کنیز سارا – زنی سیاه پوست – به او یک فرزند می بخشد، آن هم یک پسر! اسماعیل، اسماعیل، برای ابراهیم، تنها یک پسر، برای پدر، نبود، پایان یک عمر انتظار بود، پاداش یک قرن رنج، ثمره یک زندگی پرماجرا.
و اکنون، در برابر چشمان پدر چشمانی که در زیر ابروان سپیدی که بر آن افتاده، از شادی، برق می زند می رود و در زیر باران نوازش و آفتاب عشق پدری که جانش به تن او بسته است، می بالد و پدر، چون باغبانی که در کویر پهناور و سوخته ی حیاتش، چشم به تنها نو نهال خرّم و جوانش دوخته است، گویی روئیدن او را، می بیند و نوازش عشق را و گرمای امید را در عمق جانش حس می کند.
در عمر دراز ابراهیم، که همه در سختی و خطر گذشته، این روزها، روزهای پایان زندگی با لذت " داشتن اسماعیل" می گذرد، پسری که پدر، آمدنش را صد سال انتظار کشیده است، و هنگامی آمده است که پدر، انتظارش نداشته است!
اسماعیل اکنون نهالی برومند شده است، در این ایام ، ناگهان صدایی می شنود :
"ابراهیم! به دو دست خویش، کارد بر حلقوم اسماعیل بنه و بکُش"!
مگر می توان با کلمات، وحشت این پدر را در ضربه آن پیام وصف کرد؟
ابراهیم، بنده ی خاضع خدا، برای نخستین بار در عمر طولانی اش، از وحشت می لرزد، قهرمان پولادین رسالت ذوب می شود، و بت شکن عظیم تاریخ، درهم می شکند، از تصور پیام، وحشت می کند اما، فرمان فرمان خداوند است. جنگ! بزرگترین جنگ، جنگِ در خویش، جهاد اکبر! فاتح عظیم ترین نبرد تاریخ، اکنون آشفته و بیچاره! جنگ، جنگ میان خدا و اسماعیل، در ابراهیم.
دشواری "انتخاب"!
کدامین را انتخاب می کنی ابراهیم؟! خدا را یا خود را ؟ سود را یا ارزش را؟ پیوند را یا رهایی را؟ لذت را یا مسئولیت را؟ پدری را یا پیامبری را؟ بالاخره، "اسماعیلت" را یا " خدایت" را؟
انتخاب کن! ابراهیم.
در پایان یک قرن رسالت خدایی در میان خلق، یک عمر نبوتِ توحید و امامتِ مردم و جهاد علیه شرک و بنای توحید و شکستن بت و نابودی جهل و کوبیدن غرور و مرگِ جور، و از همه جبهه ها پیروز برآمدن و از همه مسئولیت ها موفق بیرون آمدن ...
ای ابراهیم! قهرمان پیروز پرشکوه ترین نبرد تاریخ! ای روئین تن، پولادین روح، ای رسولِ اُلوالعَزْم، مپندار که در پایان یک قرن رسالت خدایی، به پایان رسیده ای! میان انسان و خدا فاصله ای نیست، "خدا به آدمی از شاهرگ گردنش نزدیک تر است"، اما، راه انسان تا خدا، به فاصله ابدیت است، لایتناهی است! چه پنداشته ای؟
اکنون ابراهیم است که در پایان راهِ دراز رسالت، بر سر یک "دو راهی" رسیده است: سراپای وجودش فریاد می کشد: اسماعیل! و حق فرمان می دهد: ذبح! باید انتخاب کند!
اکنون، ابراهیم دل از داشتن اسماعیل برکنده است، پیام پیام حق است. اما در دل او، جای لذت" داشتن اسماعیل" را، درد "از دست دادنش" پر کرده است. ابراهیم تصمیم گرفت، انتخاب کرد، پیداست که "انتخابِ" ابراهیم، کدام است؟ "آزادی مطلقِ بندگی خداوند"!
ذبح اسماعیل! آخرین بندی که او را به بندگی خود می خواند!
زنده ای که تنها به خدا نفس می کشد!
آنگاه، به نیروی خدا برخاست، قربانی جوان خویش را – که آرام و خاموش، ایستاده بود، به قربانگاه برد... و پیامی که:
" ای ابراهیم! خداوند از ذبح اسماعیل درگذشته است، این گوسفند را فرستاده است تا بجای او ذبح کنی، تو فرمان را انجام دادی"!

X



:: ادامه مطلب
ن : poianfar
ت : 23 مهر 1392
بازدید : 374
نظرات : 0
فضیلت عید سعید فطر

میوه های فطرت

رمضان، دعوتی است به بازیافتن «خود گمشده»، ندایی است برای توجه به خدای فراموش شده، ضیافتی است برای تناول از مائده تقوا و پایان این مهمانیِ خدایی، عید فطر است؛ عید توفیق بر طاعت و اطاعت، عید توبه و تهذیب نفس، عید ذکر و یاد محرومان و گرسنگان.

فطر، چیدن میوه هایی است که از فطرت می جوشد. فطر، سپاس نعمتی است که در رمضان نازل شده است. پیروزی بر خصم درون، جشنی روحانی دارد به نام عید فطر که میثاق بستن با فطرت را از سوی روزه داران مجاهده گر اعلام می دارد. عید فطر، پاداش افطارهای خالصانه و به حاست، مُهر قبولی انفاق های با قصد قربت و پایان نامه دوره ایثار و گذشت در مسایل مالی است. فطر، عید خداجویی و خداترسی و خداپرستی است.

عید زیبایی های معنوی

امروز روز عید فطر است؛ عیدی که زمین و زمان را غرق شادی و سرور کرده است. ساکنان زمین به شکرانه یک ماه عبادت و نیایش، عید گرفته اند و ساکنان آسمان نیز مأمور شده اند که جوایز و پاداش هایی را از سوی عرش الهی برای ساکنان این کره خاکی بیاورند و به راستی که در این روز بزرگ، زمین، زمان و آسمان در جوش و خروش اند.

عید فطر، روزی است که فطرت آدمی به واسطه سی روز اخلاص، شکوفا شده و به معطر کردن فضای زندگی انسان می پردازد. به راستی که فطرت، چه عطر دل انگیز و روح افزایی دارد و زندگی در پرتوی فطرت چه زیباست! عیدفطر، عید زیبایی های معنوی است. عید فطر، عید بشارت و عید سعادت است. این عید سعید، بر تمامی فطرت های بیدار مبارک باد.

عید پاکیزگی

در پایان ماه مبارک رمضان و پس از یک ماه عبادت و روزه داری، اسلام روز اول ماه شوّال را عید قرار داده است؛ زیرا در این روز، انسان ها به فطرت خود بازمی گردند و متوجه عظمت خداوند متعال می شوند. در این روز، مسلمانان، جسم را به وسیله غسل کردن پاکیزه کرده و با پوشیدن لباس های تمییز و خوشبوکردن خود، آن را کامل می نمایند. پاکیزگی روح و جانشان نیز به وسیله دعا و مناجات و نماز صورت خواهد گرفت و سرانجام، پاکیزگی اموال و دارایی های آنها به وسیله فطریه دادن و کمک کردن به انسان های فقیر و نیازمند صورت می پذیرد. به راستی عید فطر، عید پاکیزگی و طهارت انسان هاست تا از این رهگذر، به فطرت اصلی و حقیقی خویش بازگردند

اعمال شب عید فطر

شب عید سعید فطر، شب نزول رحمت الهی و فرصتی برای پوزش طلبی از گناهان است. در روایات اسلامی آمده که فضیلت این شب عزیز، کمتر از شب قدر نیست. شب عید فطر، شبی است که خداوند پاداش های خود را به مؤمنان روزه دار می بخشد و آنان رامورد رحمت قرار می دهد. از این رو، هر انسان مؤمن باید از این فرصت نهایت استفاده را در ذخیره کردن ثواب و پاداش الهی بنماید و با انجام اعمال این شب، از فیض بی کران آن بهره مند گردد. مهم ترین اعمال شب عید فطر عبارت است از: غسل کردن بعد از غروب آفتاب، خواندن دعای ویژه رؤیت هلال ماه، خواندن زیارت امام حسین علیه السلام ، احیای آن شب به دعا و نماز و استغفار، خواندن ده رکعت نماز، خواندن دعای های مخصوص این شب، کنار گذاشتن زکات فطره و....

حقیقت عید

عارف وارسته، مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رحمه الله درباره حقیقت عید و مفهوم عمیق و والای این روز، چنین می فرماید: «عید زمانی است که خداوند متعال برای جایزه دادن و بهره مند کردن بندگان از نعمت ها، آن روز را در میان روزها انتخاب می کند تا برای گرفتن خلعت ها و عطایا جمع شوند و به همگان اعلام کرده است که به درگاه او روی آورده و با اعتراف به بندگی و آمرزش خواستن از گناهان و عرضه نیازها و آرزوهایشان، برای او تواضع نمایند. خداوند نیز در تمام این موارد، به آنان وعده اجابت و اعطایی بالاتر از آرزوهایشان، بلکه بالاتر از آن چه در دل بشری خطور کرده، داده است. دوست دارد در چنین روزی، به او خوش گمان بوده و جانب امیدواری به قبول خداوند و آمرزش و عطای او را بر جانب ترس از رد و عذابش ترجیح بدهند».

فطر؛ هدیه ای الهی

با آنکه روزه گرفتن در تمامی ادیان الهی وجود داشت و پیروان آن ادیان، مکلف بودند روزهای خاصی در سال را روزه بگیرند، ولی در پایان ایام روزه داری آنها، عیدی قرار داده نشده بود. این برای اولین بار و در دین مبین اسلام بود که روز پایان روزه گرفتن، روز عید و جشن و بهجت نامیده شد و این افتخار، ویژه مسلمانان است. رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله دراین باره می فرماید: «عید فطر، هدیه ای است که از سوی خدا به مردان و زنان امتم داده شده و خداوند متعال چنین هدیه ای را پیش از من به هیچ کس نداده است». آری، عید سعید فطر برای مسلمانان، هدیه ای آسمانی بود که در سال دوم هجرت به آنها عطا گردید. در این سال، پرداخت زکات فطره و برگزاری نماز عید بر مسلمانان واجب شد که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله باعنایت خاصی به آن پرداختند و همواره به اصحاب خود توصیه می کردند که این روز را عزیز و گرامی بدارند.

وحدت و یکپارچگی مسلمانان

عید فطر، روزی است که همه مسلمانان جهان در کنار یکدیگر به نماز می ایستند و به عبادت خداوند متعال می پردازند و کام خویش را با حلاوت ذکر او شیرین می کنند. عیدفطر، نمادی از وحدت مسلمانان است ؛ وحدتی که سبب ذلت و ناامیدی شیطان و نیز خواری استکبار و دشمنان اسلام می شود. آنها با دیدن صف های به هم پیوسته مسلمانان در نماز عید فطر، می فهمند که دیگر جایی برای آنان نخواهد بود و نمی توانند اهداف شوم خود را در جوامع اسلامی پیاده کنند.

ندای فرشتگان در روز عید

حضرت علی علیه السلام همواره عید سعید فطر را گرامی می داشتند و با جملات گهربار خود، مردم را با فلسفه این عید بزرگ آشنا می کردند و اهداف آن را شرح می دادند. خطبه های ایشان در روز عید فطر، از زیباترین جملات درباره این عید است که همگان با شنیدن آن، به مفاهیم عمیق و والای این روز الهی پی می برند. از این رو، آن حضرت در سخنانی چنین می فرماید: «ای بندگان خدا، بدانید که نزدیک ترین چیزی که برای مردان و زنان روزه دار قرار داده شده، این است که در آخرین روز ماه رمضان، فرشته ای از طرف خداوند فریاد می زند: ای بندگان خدا، بشارت بدهید که خداوند گناهان گذشته شما را آمرزید. پس به فکر آینده و زندگی جدید خودتان باشید که چگونه خواهید زیست. وقتی هلال ماه شوّال نمایان شد، فریاد فرشتگان برخاسته می شود که ای مؤمنان، بیایید و جوایزتان را دریافت کنید».

مهم ترین مراسم عید فطر

در عید فطر، مسلمانان خدا را شکر می نمایند که یکی از بزرگ ترین کلاس های تربیتی اسلام را در یک ماه دیده، و از درس های مختلف آن، به اندازه استعداد و آمادگی خویش استفاده کرده اند و آن را با روح و جان خویش آمیخته و بر الواح دل های پاک خود ثبت نموده اند. عید سعید فطر، به قشر خاصی اختصاص ندارد و تمام طبقات جامعه اسلامی، همه در صف بندگی خداوند به دعا و مناجات با او می پردازند و نماز عید فطر را با شکوهی بسیار به جا آورده و دل های پاک شده در ماه رمضان را، آماده دریافت پندهای اخلاقی می سازند.

روز شکوفایی سعادت

در مکتب پرفیض ماه رمضان، فطرت انسانی جان گرفته و به صحنه زندگی گام می گذارد و استعدادهای معنوی آدمی را شکوفا می نماید و آن گاه می توان فرد را سعید و نیک بخت نامید. مؤمنان واقعی که زمینه خوش بختی در نهدشان بوده، در پرتو معارف روح بخش رمضان، استعداد واقعی خود را باز می شناسند و به سوی هدف نهایی گام برمی دارند و به سعادت حقیقی می رسند. عید سعید فطر، عید سعادتمندان، و روز شکوفایی استعدادهای معنوی و روحانی است. از مهم ترین عواملی که موجب رسیدن به سعادت واقعی و بهره وری بیشتر این روز می شود، می توان به این موارد اشاره کرد: پوشیدن لباس نیکو، استفاده از عطر و بوی خوش، پرداختن زکات فطره، خواندن زیارت امام حسین علیه السلام ، خواندن دعای ندبه، دید و بازدید اقوام و نزدیکان، غسل کردن و زیارت اهل قبور.

پرهیز از سرگرمی و بازی در روز عید فطر

در روز عید فطری امام حسن مجتبی علیه السلام عده ای را دیدند که سرگرم بازی های بی محتوا بودند و خنده های بلند سر می دادند. در این هنگام، امام لحظه ای در کنارشان ایستادند و به آنها فرمودند: «امروز روزی است که بندگان خدا باید به وسیله اطاعت از دستورات او، به سوی جلب رضایتش از یکدیگر سبقت بگیرند. در این روز عده ای سبقت گرفته و پیروز می شوند و عده ای نیز شکست می خورند. تعجب می کنم از کسانی که در این روز که نیکوکاران پاداش می گیرند و باطل پیشگان زیان می بینند، به بازی و خنده می پردازند. به خدا سوگند اگر پرده ها فرو افتد، نیکوکار می اندیشد که چرا بیشتر عمل نیک انجام ندادم و بدکار می گوید چرا بد می کردم».

دعای امام سجاد علیه السلام در عید فطر

زینت عبادت کنندگان، حضرت علی بن الحسین علیه السلام در روز عید فطر، اهتمام زیادی به اعمال این روز داشتند و همواره دست به دعا برمی داشتند و به مناجات و راز و نیاز با حضرت حق می پرداختند. در بخشی از دعای ایشان در روز عید فطر چنین آمده است: «خداوندا، مابه سویت توبه می کنیم در روز عید فطر که آن را برای اهل ایمان روز عید و شادی قرار دادی و برای اهل دین خود، روز اجتماع و همیاری مقرر نمودی. پس از گناهانی که مرتکب شده ایم و از کارهای ناپسندی که انجام داده ایم به پیشگاه تو، توبه می نماییم».

عید سعادتمندان

عید سعید فطر، از شمار اعیاد بزرگ اسلامی است که به دلیل اهمیت و عظمت خاص آن، در روایات اسلامی برای این روز دعاها و اعمال خاصی ذکر شده است. تمامی مسلمانان که یک ماه روزه و تسلط بر غریزه ها و خواسته های نفس را به منظور اطاعت از خواست الهی پشت سر گذاشته اند، پایان این برنامه عظیم عبادی را جشن می گیرند و طبیعی است که ماهی به عظمت و شکوه رمضان که سراسر فیض و برکات الهی در آن نازل می شود، عیدی به بزرگی فطر می طلبد. البته باید به این حقیقت توجه داشت که بر اساس فرمایش حضرت علی علیه السلام این روز، برای کسی عید است که روزه اش قبول و نماز و عبادتش پذیرفته گردد. و آنان که در استفاده صحیح از برنامه انسان ساز ماه رمضان کوتاهی کردند، در پشیمانی و حسرت به سر می برند.

عید فطر در کشورهای اسلامی

در کشورهای اسلامی، عید سعید فطر ارزش و اهمیت فراوانی دارد. مسلمانان از چند روز قبل خود را برای این روز عزیز آماده می کنند و در این روز، پس از انجام اعمال مخصوص، لباس های نو می پوشند، عطر می زنند و به دیدن یکدیگر می روند. شیرینی و شربت در مجالس و محافل و منازل بین افراد تقسیم می کنند و به کودکان عیدی می دهند. از آن گذشته، به کمک محرومان و مستمندان می شتابند و تا حد امکان، از مشکلات و نیازهای آنها می کاهند. نیز به عیادت بیماران و مریضان می روند تا آنها را هم در این روز عزیز خوشحال و خرسند نمایند.

منبع :سرگرمی

 



:: لینک ثابت
ن : poianfar
ت : 16 مرداد 1392
بازدید : 306
نظرات : 0
ا جواد الائمه؛امام جواد(ع) مولود با برکت/ امام با صلابت


سرویس فرهنگی آناج: امام نهم که مشهور است به جوانترین امام، در سال 195 ه.ق در مدینة النبی (صلی الله علیه وآله وسلم) دیده به دنیا گشود.
 

پدر بزرگوارش ابوالحسن علی الرّضا ابن موسی الکاظم (ع) و مادرشان "سبیکه" یا "ریحانه" که حضرت رضا (ع) او را "خیزران" نامیدند.(2) نام بزرگوارش محمّد و کنیه‌اش مانند کنیۀ جدّ بزرگوارش امام محمّد باقر (ع)، ابوجعفر؛ به همین جهت به ابی جعفر ثانی معروفند.

آن حضرت حدود هشت سال داشتند که با شهادت پدر بزرگوارشان به امامت منصوب شدند. و در سنّ بیست و پنج سالگی به فرمان معتصم عباسی، توسط همسرش ام الفضل دختر مأمون مسموم و به شهادت رسیدند و در بغداد کنار قبر جدش، موسی بن جعفر (ع) به خاک سپرده شدند.(3)
پیشوای نهم در مجموعِ دوران امامت خود، که حدود 17 سال بود، با دو خلیفۀ عباسی یعنی مأمون و معتصم، معاصر بوده است، که معتصم بعد از روی کار آمدن، حضرت را به اجبار از مدینه به بغداد احضار کرد و طبق شیوۀ سیاسی‌ای که مأمون در مورد امام رضا (علیه السلام) به کار برده بود، او را در پایتخت تا هنگام شهادتشان که حدود یک سال طول کشید، تحت نظارت شدید خود قرار داد.(4)
مولود با برکت
تولّد امام جواد (ع) برکاتی را به دنبال داشت. با تولد این مولود عزیز، امام رضا (ع) توانست از مشکلاتی که با آنان روبرو بود، رهایی یابد
مشکلاتی که در عصر امامان قبل بی سابقه بوده است. زیرا از یک سو پس از شهادت امام کاظم (ع) تا حدود چهل و هفت سالگی، دارای فرزند نشده بود، و چون احادیث رسیده حاکی بود که امامان دوازده نفرند، که نه نفر آنان از نسل امام حسین (ع)خواهند بود، فقدان فرزند برای امام رضا (ع)، هم امامتِ خود آن حضرت و هم تداوم امامت را زیر سؤال می‌برد و واقفیه این موضوع را بهانه قرار داده و امامت حضرت رضا (ع) را انکار می‌کردند.

گواه این ادّعا، اعتراض "حسین بن قیاما واسطی" به امام هشتم در این مورد و پاسخ آن حضرت است. "ابن قیاما" که از سران واقفیه بوده است، طیّ نامه‌ای به امام رضا (ع) او را متّهم به عقیمی کرد و نوشت:‌ چگونه ممکن است امام باشی در حالی که فرزند نداری؟ امام در پاسخ نوشت: از کجا می‌دانی که من دارای فرزند نخواهم بود، سوگند به خدا بیش از چند روزی نمی‌گذرد که خداوند، پسری به من عطا می‌کند که حق را از باطل جدا می‌کند.(5)
تولّد حضرت جواد (ع) به این سمپاشی‌ها خاتمه داد و موضع امام و شیعیان که از این نظر در تنگنا قرار گرفته بودند، تقویت گردید و اعتبار و وجهۀ تشیّع بالا رفت. شاید به همین خاطر بود که در خانوادۀ امام رضا (ع) و در محافل شیعه از حضرت جواد (ع) به عنوان مولودی پر خیر و برکت یاد می‌شد. چنانکه "ابویحیی صنعانی" می‌گوید: روزی در محضر امام رضا (ع) بودم، فرزندش ابوجعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: این مولودی است که برای شیعیان ما، با برکت‌تر از او زاده نشده است.



:: ادامه مطلب
ن : poianfar
ت : 31 اردیبهشت 1392
بازدید : 184
نظرات : 0
پیامک های ایام فطمیه

ما گوشه نشینان غم فاطمه ایم

محتاج عطا و کرم فاطمه ایم

بر عالمیان رحمت رحمان زهراست

در هر دو جهان سرور نسوان زهراست

نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست

کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست

امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:

هر کس به شناخت حقیقی فاطمه(سلام الله علیها) دست یابد، بی گمان شب قدر را درک کرده است..

الا ای چاه! یارم را گرفتند

گلم، باغم، بهارم را گرفتند

میان کوچه‌ها با ضرب سیلی

همه دار و ندارم را گرفتند

هر سینه که دوست دار زهراست

آشفته و بی قرار زهراست

گنجینه ی هفت آسمان ها

در سینه ی خون نگار زهراست

از شرح کرامتش همین بس

عالم همه وام دار زهراست

از مشرق قلبم رسیده فاطمیه

رخت عزایم کو، رسیده فاطمیه

ادامه مطلب را بخوانید.....




:: ادامه مطلب
ن : poianfar
ت : 21 فروردین 1392
بازدید : 313
نظرات : 0